1

هفت مهارت رهبری که هر کارآفرینی باید یاد بگیرد.

کارآفرینان برای راه اندازی کسب و کار خود به انواع مهارت‌ها نیاز دارند. سرسختی، تخیل قوی، انگیزه و اخلاق کاری از جمله این امور هستند. همانطور که یک کسب وکار توسعه می‌یابد، مهارت‌های مورد نیاز آن کسب وکار نیز تغییر می‌کند. در چنین حالتی، کارآفرینان بایستی به رهبران بزرگی تبدیل شوند که برای همکاران خود الهام بخش باشند و همچنین قادر باشند نیروی کاری رو به رشد خود را توانمند سازند تا شرکت حرکت رو به جلو خود را ادامه دهد. البته این کار برای آن دسته از کارآفرینانی که کسب وکارشان را به تنهایی یا با تعداد معدودی از دوستان نزدیک خود راه‌اندازی کرده‌اند، دشوار است. آن‌ها عادت کرده‌اند که هرکاری را خودشان انجام دهند و تعامل و پاسخگویی کمتری در مقابل دیگران دارند.
در واقع، دنیای کسب وکار مملو از کارآفرینان بسیار موفقی است که تحت یک شرایط سخت، مجبور شده‌اند در مدیریت و رهبری سازمانشان تغییراتی را ایجاد کنند. اما شرایط برای آن دسته از افرادی که این تغییر را در مراحل اولیه کسب وکار خود ایجاد نمی‌کنند، دشوارتر است.

در ادامه این نوشتار، به هفت مهارت رهبری که هر کارآفرینی باید یاد بگیرد، می‌پردازیم.

چگونه یک شبکه حمایتگر و پشتیبان بسازیم؟

رهبران خوب، خود را با مشاوران یا در بیان ساده تر با گروهی از مدیران که منتورینگ و مشاوره مناسب ارائه می‌دهند، احاطه کرده‌اند. این روابط می‌تواند رسمی یا ساختاری باشد. در روابط ساختاری شاهدیم که مدیران ارشد در اکثر موارد سود زیادی از کار کردن با رئیس غیر اجرایی می‌برند.
همچنین ممکن است این شبکه‌های پشتیبان و حمایتگر خارج از شرکت و یا سازمان باشند، برای مثال مشاوران حرفه‌ای که چشم‌انداز حیاتی‌ای برای شرکت فراهم می‌آورند. یا از داخل شرکت و یا سازمان باشند، برای مثال بخشی از یک تیم مدیریتی گسترده.
به بیان کلی، شما به عنوان یک کارآفرین می‌بایست پذیرای ایده‌های مختلف باشید و از آن‌ها استقبال کنید تا بتوانید از بهترین توصیه‌های ارائه شده برای عملی کردن ایده‌ها بهره ببرید.

چگونه استعدادها را جذب و آن‎‌ها را در سازمان حفظ کنیم؟

رهبران خوب، وقت خود را به سرما‌گذاری بر روی کارکنانشان اختصاص می‌دهند. رهبران کسب وکاری معمولا کارکنان خود را به عنوان بزرگترین سرمایه شرکت درنظر می‌گیرند و همین نگاه به جایگاه کارکنان اعتبار می‌بخشد. اما این نگاه و تفکر آنچنان که باید، فراگیر نشده است.
برای مثال، کارآفرینانی که به فرایند استخدام و جذب نیروی کار توجهی ندارند و برای باانگیزه نگه داشتن کارکنان خود ساختاری تعریف نمی‌کنند، نمی‌توانند به توسعه مهارت‌های آنان کمک کنند. در نتیجه؛ نیروهای با استعداد خود را از دست می‌دهند و کارمندان خود را تشویق می‌کنند تا به دنبال فرصت‌های جدید در محیط‌های کاری دیگری باشند. تعهد شغلی موضوعی است که نباید نسبت به آن بی‌توجه باشیم زیرا کلید جذب و حفظ بهترین افراد است.

چگونه تفویض اختیار کنیم؟

رهبران خوب به کارکنان خود قدرت عمل بیشتری می‌بخشند. رهبرانی که آموخته‌اند چگونه تفویض اختیار کنند، زمان بیشتری برای تمرکز بر روی وظایف رهبری‌شان دارند. آن‌ها به جای اینکه هر لحظه از زمانشان را برای مسائل روزمره و جزئی صرف کنند، فضایی در کسب وکارشان ایجاد می‌کنند تا انجام کارها برعهده افراد دیگری قرار بگیرد و در عوض خودشان برای آینده به برنامه‌ریزی می‌پردازند.

چگونه از کنترل کردن دست برداریم؟

رهبران خوب عمدتا افراد با استعداد را استخدام می‌کنند و به آن‌ها آزادی عمل می‌دهند. آنان به این تشخیص رسیده‌اند که اگر به کارکنان خود اعتماد نداشته باشند، تفویض اختیار معنایی ندارد. برای کارآفرینانی که خودشان به تنهایی کسب وکاری راه انداخته‌اند و وظایف متعددی را به عهده داشته‌اند ، ضروری است که رها کردن را بیاموزند و از کنترل کردن دست بردارند. مدیریت جزئی نگر یا به قولی مدیریت ذره بینی به کاهش بهره‌وری منجر می‌شود، زمان رهبر را هدر می‌دهد و با القای حس بی اعتمادی به کارکنان، موجب بی انگیزگی آنها می‌شود.

چگونه یک چشم انداز تعریف و تنظیم کنیم؟

رهبران خوب می‌توانند آنچه را در آینده رخ می‌دهد، متصور شوند. آنها توانایی الهام بخشی به کارکنان و همکاران خود را دارند و همین امر منجر به شکل گیری همکاری میان آنها در جهت دستیابی به اهداف بالقوه‌ کسب وکاری‌شان می‌شود.
برای تعریف و تنظیم چشم‌انداز یک کسب وکار به دو مهارت نیاز است:

  1. رهبران باید زمان و تصور خوبی را برای برنامه‌ریزی استراتژیک در آینده داشته باشند و اهداف بلندپروازانه‌ای را برای رشد کسب وکارشان تعیین کنند.
  2. آن‌ها باید بتوانند این چشم‌انداز را با بقیه بخش‌های کسب‌وکار ارتباط دهند تا همه افراد را برای ادامه کار تشویق کنند.

چگونه از اعداد سر دربیاوریم؟

رهبران خوب به طور دقیق می‌دانند اوضاع مالی شرکتشان چگونه است. ممکن است وظیفه مدیریت مالی را به همکاران خود واگذار کرده باشند یا یک مدیر امور مالی یا یک مشاور امور مالی (خارج از شرکت) با ایشان همکاری کند. این رهبران از نظر اقتصادی، سواد کافی برای تفسیر حساب‌های کوچک مدیریتی و ترازنامه‌های شرکتشان را دارند. کسانی که این مهارت را ندارند، ممکن است از اینکه کسب‌وکارشان فاقد بنیادهای مالی برای آینده است، تعجب کنند.

چگونه از تکنولوژی برای رسیدن به اهدافمان بهره ببریم؟

رهبران خوب می‌دانند چگونه اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارند، به گونه‌ای که به سود کل کسب وکارشان منجر شود.
تکنولوژی‌های جدید، فرایند به اشتراک‌گذاری اطلاعات را تسهیل می‌کند. در حقیقت، هم سرعت انتقال داده‌ها و هم میزان درک و تجزیه و تحلیل داده‌ها افزایش می‌دهند. استفاده رهبران از ابزارها و تکنولوژی‌های جدید امری حیاتی است زیرا واضح ترین تصویر ممکن از اتفاقات جاری در کسب وکار را خلق می‌کند.

مترجم: زهرا سلیمان زاده، کارشناس روابط عمومی

دارک هسته 3 مرداد 1400

فراخوان جذب هسته های فناور در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران

پارک علم و فناوری دانشگاه تهران در نظر دارد تا در راستای تحقق اهداف کارآفرینی، رشد و بهبود فضای کسب وکاری کشور از هسته‌های فناور حمایت کند.

مخاطبین این برنامه هسته های فناور هستند.
هسته فناور؛ تیمی متشکل از حداقل 2 نفر با توانایی‌های بازاریابی، مالی و فنی و… است که می‌تواند راه‌حل‌ها و خدمات منحصربه فرد برای مسائل در حوزه‌های فناوری مشخص ارائه و اجرا کند.

اهداف این برنامه:
• حمایت از ایجاد و توسعه کسب وکارهای کوچک برای پاسخگویی به نیازهای فناورانه
• کمک به رونق اقتصادی
• توسعه فناوری در سطوح ملی و بین المللی

خدمات برنامه:

  1. ارائه کد عضویت در شبکه فناوری
  2. امکان حضور در برنامه های رویش و شکوفایی و جهش در صورت داشتن ایده
  3. امکان استفاده از خدمات مشاوره و آموزش با 50 درصد تخفیف
  4. صدور معرفی نامه به سازمان ها و نهادها
  5. عقد قرارداد پژوهشی – اجرایی زیر 100 میلیون
  6. عقد قرارداد پژوهشی – بالای 100 میلیون
  7. امکان اخذ تسهیلات و حمایت مالی
  8. امکان استفاده از کارگزاری تخفیف 30% و یا 50%

شروع فراخوان: 9 مرداد

توجه

متقاضیان میبایست جهت شرکت در این فراخوان، کاربرگ ها و مستندات مربوط را ازقسمت ثبت نام هسته‌های فناور دریافت کرده و پس از تکمیل کاربرگ‌ها و مستندات، اقدام به ثبت نام و بارگذاری فایل‌ها نمایند.

علاقه مندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 88220700 الی 4 داخلی 154 / 164 / 192 تماس حاصل فرمایند.

WhatsApp Image 2021-07-23 at 21.13.54

فراخوان وبينار” ظهور زنجيره‌هاي ارزش جهاني در بازارهاي پيشران”

پارک علم و فناوری دانشگاه تهران وبینار ظهور زنجیره های ارزش جهانی در بازارهای پیشران را برگزار میکند.

محورهاي وبينار:

  • معرفی زنجيره‌های ارزش و نحوه عملكرد
  • مروري بر بازارهای پيشرو و اهميت فزاينده آن در سال‌های اخير
  • نحوه كسب دانش از طريق تعاملات رقابتی
  • مقايسه جانشينی سازمانی، پروسه يادگيری و نوآوری، حاكميت و جهش ميان زنجيره‌های ارزش در كشورهاي توسعه يافته
  • مدل توسعه سه مرحله‌ای ايجاد زنجيره ارزش جهانی براي بازارهای پيشرو

به همراه پرسش و پاسخ


با حضور:

دكتر محمد مهدی جهانبخت استاديار در دانشكده صنايع دانشگاه تگزاس آرلينگتون؛ پژوهشگر و متخصص در زمينه‌هاي مديريت نوآوری، سياست گذاري نوآوري و كارآفرينی در كشورهای در حال توسعه

زمان: چهارشنبه ۱۳ مرداد ماه ۱۴۰۰ ساعت ۱۴- ۱۶

علاقه مندان می توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره ٨٨٢٢٠٧٠٠ الي ٤ داخلي ١۷۱ تماس حاصل نمايند.

WhatsApp Image 2021-07-23 at 8.45.39 PM

مدل انتشار نوآوری چیست؟

آیا در حال راه‌اندازی استارتاپ یا خلق ارزش و ایده‌ای جدید در جامعه هستید؟ آیا می‌خواهید سهم بزرگی از بازار را در دست بگیرید؟ پس به مدل انتشار نوآوری (Diffusion of Innovation) مراجعه کنید.

نظریه انتشار نوآوری در سال 1962 توسط اورت راجرز ، نظریه‌پرداز و جامعه‌شناس آمریکایی مطرح شد. این مدل به شرح چگونگی و چرایی پخش شدن یک ایده، محصول، خدمات و فرایندهای جدید در جامعه و سیستم‌های اجتماعی می پردازد. در حقیقت در درک نرخ انتشار یک ایده یا فناوری به ما کمک میکند.

این مدل در علم بازاریابی بسیار پرکابرد است. بازاریاب‌ها برای درک احتمال میزان پذیرش یک محصول یا خدمت جدید از سوی مصرف کنندگان از این مدل استفاده میکنند. این مدل برای کسب وکارها و استارت‌آپ ‌ها نیز بسیار کاربردی است و درک درستی را از میزان انطباق و تعامل با خریداران محصولات و خدمات جدید برای کسب وکارها و استارت‌آپ‌ها ایجاد میکند. با کمک این تئوری، شرکتها میتوانند به رفتار گروه‌های مختلف مصرف کننده را پیش بینی کنند و استراتژی‌های بازاریابی مناسبی را برای رسیدن به اهداف خود تدوین نمایند.

یک محصول، خدمت یا ایده جدید، ناگهانی و یک شبه مورد پذیرش قرار نمیگیرد. حتی در میان افراد یک جامعه نیز پذیرش به طور همزمان و یکسان رخ نمیدهد. براساس مطالعات انجام شده، مشتریان و مصرف کنندگان ویژگیهای شخصیتی متفاوتی دارند. به همین دلیل است که گروهی از مصرف کنندگان زودتر و گروهی دیرتر نوآوری را قبول میکنند. بنابراین درک ویژگی‌های گروه‌های مختلف در جامعه میتواند در پذیرش یا عدم پذیرش نوآوری موثر باشد.

در مدل انتشار نوآوری، مشتریان از جنبه پذیرش محصول،خدمت و یا کسب وکار جدید به 5 گروه تقسیم میشوند:

نوآوران (Innovator): گروه کوچکی از افراد که ایده‌ها و فناوری‌های جدید را دنبال کرده و میخواهند اولین کسی باشند که نوآوری را امتحان می‌کنند. این گروه که 2.5 درصد از بازار را شامل میشوند عاشق داشتن فناوری‌های نوآورانه هستند، تمام وقت به دنبال محصولات جدید هستند و این سبک زندگی آنهاست. به این افراد شی‌پرستان و دوستداران ابزارهای تکنولوژیکی (Gadget Fetishists) نیز میگویند. ریسک پذیری، عدم حساسیت به قیمت، توانایی تحمل درجه بالایی از عدم اطمینان از مشخصه‌های این افراد است. وجود نوآوران برای موفقیت محصولات و خدمات جدید بسیار مهم است، زیرا به آنها کمک میکنند تا بازار را از آن خود کنند.
نوآوران همان افرادی هستند که در اولین روز فروش محصول، جلوی فروشگاه‌ها چادر می‌زنند و ساعت‌ها برای خرید آن در صف منتظر می‌مانند تا اولین کسی باشند که آن محصول را به دست می‌آورند.

پذیرندگان اولیه ( Early Adopters ): این گروه که به عنوان رهبران فکری جامعه از آنها یاد میشود، نظرات مثبت و رضایت خود را از محصولات و خدمات جدید بیان میکنند و به دنبال بهبود و کارایی بیشتر هستند. الگو بودن و تاثیرگذاری ایشان به گسترش پذیرش یک محصول کمک می‌کند. 13.5 درصد از افراد در این گروه جای میگیرند. این گروه از افراد به اندازه نوآوران، ریسک پذیر نیستند اما به راحتی نوآوری را میپذیرند و قانع کردن ایشان دشوار نیست. کافیست درباره محصول و یا خدمت و نحوه استفاده از آن برایشان توضیح دهید.
اگر پذیرندگان اولیه یک محصول یا خدمت کم باشد، احتمالا تعداد کل افرادی که در آینده مصرف کننده این محصول یا خدمات باشند نیز کم خواهد بود.
پذیرندگان اولیه همان کسانی هستند که قبل از رفتن به سینما و تماشای فیلمی که به‌تازگی اکران شده است، ابتدا خلاصه‌ و نظرات مختصری از فیلم را مطالعه می‌کنند و سپس به سینما می‌روند.

اکثریت اولیه (Early Majority): این گروه از افراد، قبل از خرید نظرات پذیرندگان اولیه را مطالعه می‌کنند، خواندن نظرات یا مشاهده ویدئوها در یوتیوب به آن ها کمک میکند تا با محصولات و خدمات شما ارتباط برقرار کنند. . شواهد نیز نشان میدهد اکثریت اولیه زمانی نوآوری را میپذیرند که دیگر افراد (نوآوران و پذیرندگان اولیه) آن را آزمایش کرده باشند. این گروه 34 درصد از سهم بازار را در اختیار دارند. این افراد، نوآوری‌های جدید را قبل از یک فرد معمولی میپذیرند.
نکته مهم این است که اکثریت اولیه و اکثریت ثانویه، تشکیل دهنده بخش عظیمی از جمعیت هستند و صرف فناوری‌های نوآورانه ملاک اصلی ایشان برای تصمیم گیری نیست بلکه آنها با تجزیه و تحلیل عوامل مختلف مانند قیمت، کیفیت، نیاز و.. برای خرید تصمیم میگیرند.

اکثریت ثانویه ( Late Majority ): این گروه از افراد علاقه چندانی به تغییر یا نوآوری‌های جدید ندارد و نسبت به این موضوع بدبین هستند و تنها درصورتی که محصول به‌صورت استاندارد جاافتاده یا ترویج شده باشد و احساس کنند از دیگران عقب مانده‌اند، نسبت به پذیرش و خرید محصول اقدام می‌کنند.عدم علاقه به تکنولوژی، حساسیت به قیمت و محافظه کار بودن از مشخصه های این گروه است. اکثریت ثانویه 34 درصد از سهم بازار را شامل میشوند و آخرین گروه بزرگ مصرف کننده ای هستند که به بازار وارد می‌شوند.
برای مثال؛ اکثریت ثانویه غالباً منتظر به‌اشتراک‌گذاری فیلم بر روی سایت‌ها و مشاهده آن به‌صورت آنلاین هستند و تمایلی به رفتن به سینما ندارند.

دیرپذیرندگان ( Laggards ): واژه دیرپذیرندگان بسیار شفاف و صریح این گروه را توصیف میکند. آنها معمولا روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند و در صورتی که هیچ جایگزینی وجود نداشته باشد محصول جدید را می‌خرند. دیرپذیرندگان که 16 درصد جامعه را شامل می‌شوند، بسیار سنتی و محافظه کار هستند و آخرین کسانی هستند که به نوآوری‌های جدید روی می‌آورند.
برای مثال، بالاخره هنگامیکه فیلم در تلویزیون به نمایش درآید، ایشان موفق به تماشای آن می‌شوند.

چگونه می‌توان از انتشار نوآوری استفاده کرد؟
اگر میخواهید محصول جدید فناورانه‌ای مانند یک نرم افزار را راه اندازی کنید، می‌توانید از این مدل‌ برای شناسایی داده‌های بازاریابی موردنیاز هر گروه کمک بگیرید. این نظریه هنگام راه اندازی محصول یا استارت آپی جدید بیشترین کاربرد را دارد. اما در عین حال میتواند برای محصولی که از قبل وجود داشته و به بازار جدیدی وارد می‌شود نیز به کار رود.
در نهایت باید گفت که دو گروه نوآوران و پذیرندگان اولیه هدف اصلی استارت‌آپ ها خواهند بود. اکثریت ثانویه و دیرپذیرندگان از نوآوری و راه‌حل‌های جدید استقبال نمیکنند و نمیتوان با ایشان به راحتی تعامل برقرار کرد. این افراد صد دلیل پیدا میکنند تا نوآوری یا راه‌حل شما را نپذیرند. هر چه بیشتر می‌گذرد، متقاعد کردن آن‌ها برای استفاده از محصول یا پذیرش آن دشوارتر می‌شود و این امر ممکن است شما را ناامید و یا عصبی کند. همین طور باید توجه داشته باشید که دیرپذیرندگان در انتهای طیف، نسبت به نوآوران سهم بزرگ‌تر و بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.
اما نگاه نوآوران متفاوت است. این گروه آینده نگر، همواره به دنبال نوآورانه ترین راه حل ها و علاقه مند به دنیای استارت‌آپی هستند. نوآوران می‌توانند به‌عنوان سرمایه‌گذاران فرشته یا منتورهای یک استارت‌آپ عمل کنند. این‌ها افرادی هستند که مشتری را به سمت بازار شما حرکت می‌دهند و رشد بیشتری را در کسب‌وکارتان ایجاد می‌کنند. بنابراین، باید استراتژی‌‌های مناسبی را در پیش بگیرید تا بتوانید اکوسیستم تجاری و ارتباطی خود را با شرکا تقویت کنید.
به یاد داشته باشید؛ این مدل برای صنایع کالاهای تندمصرف (FMCG) یا صنایعی که سالانه محصولات یا خطوط جدیدی را راه‌اندازی می‌کنند، چندان کاربرد ندارد. به این دلیل که ایجاد استراتژی‌های فردی برای صدها محصولی که در سال تولید می‌شوند، عملی نیست.

به‌طور کلی، اگر به‌دنبال موفقیت در سطح وسیعی از بازار هستید یا می‌خواهید نوآوری شما توسط اکثریت بازار پذیرفته شود، باید طبق این مدل به نقطه اوج برسید. به‌بیان دیگر، ایده یا نوآوری شما باید بین ۱۵٪ تا ۱۸٪ از مردم نفوذ کرده و توسط آنان پذیرفته شود تا به نقطه اوج و بازه میانی ۶۸٪ برسید. بنابراین، اگر نتوانید بر روی اولین موج مشتریان (نوآوران و پذیرندگان اولیه) تأثیر بگذارید، هرگز به نقطه اوج نخواهید رسید!

ترجمه: زهرا سلیمان زاده کارشناس روابط عمومی